اشعار: بارون

دلا، خون شو و خون ببار

بر کوه و دشت و هامون ببار

به سرخی لبای سرخ یار

به داغ عاشقای این دیار

به داغ عاشقای بی‌مزار

ای بارون …

::

ببار، ای بارون، ببار

با دلم گریه کن خون ببار

در شبای تیره چون زلف یار

بهر لیلی چو مجنون ببار

ای بارون …

::

ببار، ای ابر بهار

با دلم به هوای زلف یار

داد و بیداد از این روزگار

ماهو دادن به شبهای تار

ای بارون …

Advertisements

دیدگاه

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s