اشعار: کعبه

این سر جاده حضوره

اون سرش دریای نوره

زائرا که بر می‌گردن

نمی‌گن که خیلی دوره

ولی می‌گن صدتا مهتاب

پیش آفتاب سوت و کوره

آره، تو هفت آسمون پرستاره یه زمینه

وسعتش از کوه قاف تا به لب دریای چینه

سبک و سبز و شناور

روی انگشتای محور

مثل انگشتری زر

یه رکابه، یه نگینه

یه نگین نازنین که قبله پاک محمد امینه

قبله‌گاه مسلمینه

::

وقتی که به گل رسیدی

کی می‌گه یاد چمن کن؟

به خدا وقتی رسیدی

کی می‌گه که ما و من کن؟

روز میقات و ملاقاته برا طواف و قربان

اگه اسماعیلی با دست خودت خودتو کفن کن

::

فکر نکن زیارته؛ قیامته، روز معاده

واسه چی روز قیامت

یکی غمگین یکی شاده؟

اگه توشه‌مون ثوابه

مث آبه روی آتیش

اگه بارمون گناهه

مث آتیش توی باده

Advertisements

دیدگاه

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s