اشعار: سیب گلاب

کی می‌گه بین دو تا نی

یکی‌شون شکر نداره؟

نه عزیزم، برا بابا

دختر و پسر نداره

دخترا سیبِ گلابن

مثل برفن، مثل آبن

برفِ جاده گل و خاکه

آبِ چشمه اما پاکه

دخترا شاخه نباتن

چشمهٔ آب حیاتن

اجر حافظ که می‌گن شمسِ حقه شاخه نباته

چشمۀ آب حیات تو کوچه نیست، تو ظلماته

::

ظلمات طرح یه پردست

مثل پرچین، مثل نرده‌ست

آب که بی‌پرده می‌شه، دریای شوره

آب روشن توی چشمه‌ست، توی یه تنگ بلوره

::

یه روزی یکی می‌آد که مرکبش اسب سپیده

رو لباش سرخی شرمه، تو چشاش برق امیده

زین اسبش نقره‌کوبه

چکمه‌هاش رنگ غروبه

ساده و سبک‌عنونه، سرگرونه

عاشق دختر شاه پریونه

عاشق دختر شاه پریون، که توی سیبه

مثل دریا بی‌قراره، مثل صحرا بی‌نصیبه

::

جماعت! یه دل دارم، قصر طلا خونۀ شهرش

صدتا باغ توی دِهِ مهر و وفا نیمۀ مهرش

جماعت! یه سیب می‌خوام، جهیزیه‌ش زلف کمندش

مکنتش دامن پاکش، ثروتش بخت بلندش

سیب گندیده نمی‌خوام

ده نمی‌خوام، صد نمی‌خوام

جماعت! یه دونه می‌خوام

اما سیبِ بد نمی‌خوام

Advertisements

دیدگاه

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s