آخرین روز یک محکوم به اعدام #۳

من چشم گشودم و وحشت‌زده از جا پریدم و بر بستر حصیر خود نشستم. در این اثنا از ورای پنجرهٔ بلند و باریک دخمهٔ خود انعکاس اشعهٔ زرینی بر سقف دالان مجاور دخمه دیدم. برای ما زندانیان میسر نیست که آسمانی بجز طاق دالان‌های زندان ببینم، و چون چشمان من و همزنجیریان من کاملاً با ظلمت زندان خو گرفته است من به آسانی تشخیص دادم که آن انعکاس زرین از نور خورشید است. راستی که من چقدر خورشید را دوست دارم.

از تماشای آن انعکاس زرین رو به زندان‌بان کردم و گفتم:

— چه روز خوشی است! …

زندان‌بان لحظه‌ای خاموش ماند، گویی در این فکر بود ه آیا سخن من ارزش جواب دارد یا نه، پس ناگهان زمزمه‌ای کرد و گفت:

— ممکن است.

من بی‌حرکت ماندم و در حینی که حواسم کاملاً بجا نبود و لبخندی بر لب داشتم چشم بر آن انعکاس زرین که سقف دالان را روشن کرده بود دوختم. پس از مدتی نظاره، باز گفتم:

— راستی که چه روز خوشی است! …

زندان‌بان جواب داد:

— آری، روز خوشی است، ولی زودباش، منتظر تو هستند.

همین چند کلمه، مانند نخی که به پای حشره‌ای بسته باشد و او را از پریدن باز دارد مرا به خود آورد و متوجه حقیقت کرد. مانند آنکه پرتو برق خیره کننده‌ای دیده باشم ناگهان سالن تاریک محکمهٔ جنایی و علامت نعل اسب قضات و جامه‌های سرخ ایشان و صف شهود را با قیافه‌های گیج و مبهوت مشاهده کردم و سربازان محافظ خود را که در دو طرف نیمکتم به حال خبردار ایستاده بودند دیدم و متوجه شدم که سر تماشاچیان در انتهای سالن تاریک محکمه همچون سر مورچگان تکان می‌خورد و نگاه خیرهٔ دوازده‌تن عضو هیئت منصفه که در ساعات خواب و آسایش من بیدار مانده‌اند به من دوخته است.


من از جا برخاستم. دندان‌هایم بر هم می‌خورد و دستم می‌لرزید چنانکه قادر نبودم لباس‌هایم را پیدا کنم. ساق پایم لرزان و مرتعش بود و مانند باربری که بیش از اندازه بارش کرده باشند در اولین قدمی که برداشتم یکه خوردم و نزدیک بود بر زمین بیفتم، با این وصف به دنبال زندان‌بان حرکت کردم و رفتم.

Advertisements

دیدگاه

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s