آخرین روز آموزشی

خب همه چی تموم شد
البته «آموزشی»
امروز صبح طرح تقسیم هم انجام شد و من افتادم هنگ مرزی ارومیه
هر کدوم از بچه‌ها یجا افتادن، منکه جزو لیستای اول طرح تقسیم بودم ندونستم با کسی از گروهان خودمون افتادیم ارومیه یا نه
امروز خیلی سخت گذشت اما نه بخاطر طرح تقسیم، واسه جدایی از دوستایی که 3 ماه باهم زندگی کردیم
خوب یا بد بالاخره گذشت 🙂
امیدوارم روزای خوبی در انتظارمون باشه
یکی می‌گه مشکل نبود آب شرب داره، یکی می‌گه پژاک داره، یکی می‌گه راه خیلی دوره
همۀ این مشکلات هست، اما ما حقی برای انتخاب نداریم و باید بپذیریم تقسیمات رو
هنوز هیچ شناختی از سربازی یگان ندارم و باید یکم درموردش اطلاعات کسب کنم. ببینم وسایلی مثل فانوسقه، چفیه و سربند لازممون می‌شه یا نه. پتویی که بهمون دادن همراه خودمون ببریم یا نه (فضای زیادی می‌گیره). توی این تاریخ اجازه استفاده از اورکوت داریم یا نه؟!
سوالای زیادی که احتمالا اینم باید مثل دورۀ آموزشی، خودمون کسبش کنیم (خیلی از اطلاعات موجود روی اینترنت مربوط به دوره‌های مختلفی مثل سپاه، نیروی انتظامی و ارتشه که هرکدوم یکسری تفاوت‌ها دارن
پوتینایی که خودم تهیه کرده بودم حالا باهاشون راحت نیستم و پشت پامو می‌زنه. باید شنبه برم شهر یه پوتین دیگه تهیه کنم (پشت هردوپام زخمه)
یه سرماخوردگی خفیفی هم دارم که برم دکتر بد نیست
دندون نیشم وضعش خرابه (منتظر یه مرخصی تپل بودم واسه درست کردنش)
از شانس ما همۀ اون وعده وعیدای مرخصی تشویقی پرید و فقط یه هفته شامل حالمون شد

مراسم سردوشی
مراسم سردوشی

فقط 5 نفر لغو مرخصی پایان دوره شدن، تعداد خیلی کمی هم (همین حدودای تعداد نفرات لغو مرخصی) تجدید آموزش شدن
تا وقتی آموزشی رو تموم نکنی متوجه نمی‌شی چقدر دروغ توی مغزت کردن و هیچکدوم عملی نشد
همش می‌گفتن بیشتر از 3 روز غیبتُ معرفی می‌کنن به شورا (غیبتای 6 روز و 8 روز هم حتی بخشیدن)
ما که بخیل نیستیم اونا غیبت کردن اما روزایی که اونا مشغول تماشای تلویزیون کنار بخاری بودن، ما توی صبحگاه می‌لرزیدیم و حق نبود خیلی راحت باهاشون برخورد بشه
سیستم کلی پادگان بر مبنای «پارتی‌بازی» و «خایه‌مالی» بنا شده که فقط کسایی درکش می‌کنن که خودشون بی پارتی و روی پای خودشون باشن
جالب اینجاست که روزای آخر هم خیلی راحت تقاضای حلالیت کردن!
حق سرباز خوردن نداره (فقط همین)
یه سری چیزای ساده واست خوشحال‌کننده می‌شه که باورت نمی‌شه. چیزایی مثل میوه، آهنگ گوش دادن، نمک، خیارشور و …
کلا توصیه می‌کنم واسه حرف هرکسی اهمیت قائل نشی
توی هر جمع 120‌نفره‌ای حتما لاشی پیدا می‌شه که اگه بخوای نقش آدم خوبه رو بازی کنی، نتیجۀ خوشی نداره
باهات لج کنن کوله افرادیتو می‌دزدن، قفل بزنی خودشو پاره می‌کنن. داشتن رابطۀ خوب با بچه‌ها لزوما نیاز به دوستی نداره. با کسایی که حاشیه تختت هستن دوستی بهتره
می‌گن «پدر علم، تجربست»
همینکه دل به دریا می‌زنی و می‌ری خدمت یعنی باید خودتو برای اجتماعی شدن آماده کنی
منکه نه پارتی داشتم و نه اهل خودشیرینی پیش فرمانده‌ها بودم، یه خدمت معمولی داشتم (نسبت به بقیه)
روزای اول هم هنوز خون‌گرمی بهت مسئولیت می‌دن که آخرش همش دردسره
تقریبا اونجا همه چیز مسئول داره اما مسئولیت اون اجناس هم با مسئولشه (اگه مشخص نشه کی بوده خسارت زده)

Advertisements

دیدگاه

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s