رهبر: نوشتن دفاع مقدس

۵۰ سال دیگر هم بایستى درباره‌ دفاع مقدّس بنویسیم/ از ظرفیّت دفاع مقدّس در سینماى کشور استفاده نشده است

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فرمودند: به‌نظر من ما پنجاه‌سال دیگر هم بایستى درباره‌ى دفاع مقدّس بنویسیم، بگوییم، توصیف کنیم، تشریح کنیم، انواع و اقسام هنر‌ها را به خدمت بگیریم، براى اینکه این حادثه‌ى عظیم را تبیین‌کنیم.
به گزارش گروه سیاسی خبر، به نقل از دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار اخیر با دست‌اندرکاران برگزاری یادواره‌های شهدا تاکید کردند «روزبه‌روز باید یاد شهدا و تکرار نام شهدا و نکته‌یابی و نکته‌سنجی زندگی شهدا در جامعهٔ ما رواج پیدا کند.».

به همین مناسبت پایگاه اطلاع‌رسانی رهبری متن کامل بیانات رهبر انقلاب اسلامی در دیدار عوامل فیلم سینمایی شیار ۱۴۳ را که در تاریخ ۲۶ خردادماه ۱۳۹۳ برگزار شده بود، منتشر می‌کند.
بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌ (۱)
من فیلم را دیدم؛ بسیار فیلم خوبى بود. ما از سینما سررشته نداریم، امّا به‌عنوان مستمع، بالاخره یک داورى‌اى انسان پیدا می‌کند؛ هم از لحاظ داستان، که یکى از کمبودهاى اساسىِ فیلمهاى ما نداشتنِ داستان خوب و پر کشش است، این فیلم یک داستان خوب و جذّاب [داشت] و داراى پیچ داستانى – که خیلى هم قشنگ این پیچ، در فیلم باز شد – بود؛ هم از لحاظ کارگردانى، این خانم آبیار – که لابد اینجا تشریف دارند – (۲) خیلى خیلى خوب فیلم را کارگردانى کرده بودند؛ هم از لحاظ بازىِ قهرمان اصلى، خانم زارعى – که نمی‌دانم ایشان اینجا تشریف دارند یا نه – (۳) واقعاً سنگ تمام گذاشته بودند و خیلى خوب بود؛ از لحاظ محتوا و مضمون هم این فیلم کاملاً فیلم ارزشى بود. من تعجّب می‌کنم چطور ممکن است کسى تصوّر کند که فیلم «شیار ۱۴۳» ضدّ ارزش یا ضدّ دفاع مقدّس است؛ من نمی‌فهمم از کجاى فیلم، این در مى‌آید. (۴) بله، آن مادر به این در و آن در می‌زند براى اینکه یک نشان یا اثرى از پسرش پیدا کند؛ این روشن است، این چیز کاملاً طبیعى‌اى است؛ اتفاقاً اهمیت ماجراى دفاع مقدّس در همین است؛ مادر، با این هویّت، با این تشخّص، با این احساس غیر قابل توصیف – که واقعاً احساس مادر نسبت به فرزند اصلاً قابل توصیف نیست و ما‌ها که نمی‌توانیم مادر باشیم، اصلاً درک نمی‌کنیم عظمت این احساس را – با یک چنین احساسى این مادر، هم تحمّل می‌کند هجرت فرزند خودش را به‌سوى جبهه‌هاى جنگ، هم تحمّل می‌کند شهادت او را، هم افتخار می‌کند. ما در طول این هشت سال دفاع مقدّس و بعد از آن، از مادران، گِله نشنفتیم بلکه به‌عکس، مادر‌ها را حماسى‌تر از بسیارى از پدر‌ها یافتیم. من این توفیق را داشته‌ام که با بعضى از خانواده‌هاى شهدا روى فرششان، زیر سقفشان، بنشینم و صمیمانه با آنهاحرف بزنم؛ تا الان ندیده‌ام – هیچ یادم نمى‌آید، حتّى یک مورد هم در بین شاید هزاران مورد – که مادرى از شهادت فرزندش گِله کرده باشد؛ نه، به‌عکس، مادر‌ها افتخار می‌کنند، اظهار سربلندى می‌کنند، اظهار سرافرازى می‌کنند؛ این خیلى مهم است. این مادر با این احساسات مادرانه که براى فرزندش یک چنین فداکارى‌اى دارد و حاضر نمی‌شود که آن بچّه مثلاً در محلّ کارش گرسنه بماند یا مانند این‌ها، در عین حال شهادت او را تحمّل می‌کند، هجرت او راتحمّل می‌کند، فراق او را تحمّل می‌کند و هیچ گِله‌اى نمی‌کند، هیچ شکایتى نمی‌کند؛ این‌ها خیلى به نظر من نکات مهمّى است. و در آنجا خیلى خوب بازیگرى انجام گرفته، خیلى خوب کارگردانى انجام گرفته، صحنه‌ها خیلى خوب انتخاب شده؛ بسیار فیلم خوبى بود.
بله، بنده هم مثل شما آقایان معتقدم که از ظرفیّت دفاع مقدّس در سینماى کشور ما استفاده نشده؛ خود سینماى ما انصافاً یک ظرفیّت بالایى دارد، یعنى کسانى که اهل این فنّند و بلدند و مطّلعند و واردند و قضاوتشان می‌تواند مرجع فهم انسان قرار بگیرد، معتقدند که سینماى ایران از لحاظ ظرفیّت کارگردانى و گریم و بازیگرى و مانند این‌ها، جزو سینماهاى برجسته‌ى دنیا است؛ و این درست است. این ظرفیّت عظیم بایستى با ظرفیّت بسیار عظیم دفاع مقدّس التقاء (۵) پیدا کند؛ این اتّفاق هنوز درست نیفتاده. بله، مواردى از این قبیل ما در طول این سال‌ها داریم، لکن نسبت به آنچه می‌توانسته وجود داشته باشد، خیلى کم است. عدّه‌اى – که من نمی‌دانم چه جور می‌شود انگیزه‌هاى این‌ها را آدم تحلیل کند – با ورود سینما به مسائل مربوط به دفاع مقدّس، علناً مخالفت می‌کنند! من نمی‌دانم چه فکر می‌کنند؛ به اسم اینکه جنگ است، به اسم اینکه خشونت است! صد سال از شروع جنگ جهانى می‌گذرد – امسال صدمین سال است – (۶) هنوز در آمریکا و در خیلى جاهاى دیگر دارند فیلم می‌سازند [آن هم] در چه گستره‌ى وسیعى! حتّى آن‌طور که به من گزارش کردند، دانش‌آموز‌ها و بچّه‌هاى دبیرستانى را وارد این میدان فیلمسازى می‌کنند و از آن‌ها می‌خواهند و به آن‌ها امکانات می‌دهند براى اینکه بسازند؛ [چون] معتقدند که این می‌تواند نسل جدید را با انگیزه‌هاى سالم دولت‌مردانشان آشنا کند.

ما یک چنین افتخار بزرگى داریم: همه‌ى دنیا با ما مقابله کردند، همه در یک جبهه قرار گرفتند – اینکه دیگر خلاف واقع نیست، اینکه جلوى چشم همه‌ى ما بوده است – همه‌ى دنیا در مقابل ما صف کشیدند، همه‌ى قدرتهاى نظامى به‌نحوى در جبهه‌ى مقابل نظام جمهورى اسلامى در جنگ تحمیلى، در هشت‌سال، ایستادند؛ و جمهورى اسلامى فائق آمد، پیروز شد؛ این خیلى چیز بزرگى است، این خیلى چیز عظیمى است، این خیلى پدیده‌ى مهمّى است در تاریخ یک ملّت. و این مجموعه کارى که در دفاع مقدّس شد، یک مجموعه‌ى درهم‌تنیده‌ى مرکّبِ عجیب و غریبى بود؛ زن‌ها، مرد‌ها، پدر‌ها، مادر‌ها، جوان‌ها، شهرى، روستایى، بازارى، دانشجو، دانش‌آموز، مساجد، حسینیّه‌ها، همه و همه به‌نحوى وارد این قضیّه شدند؛ هرکدام از این‌ها یک موضوع است و این موضوعات می‌تواند وارد بخشهاى هنرىِ کشور ما بشود، وارد سینماى ما بشود، که حالا شما – تهیّه کننده و کارگردان محترمتان – از نگاه یک مادر نگاه کردید، و شد. این بسیار چیز جالبى بود و خوب از آب در آمد. حالا بروید در مسجد و فعّالیّتهایى را که در یک مسجد از سوى مردم انجام گرفته است، با آن نگاه هنرمندانه تبیین کنید، یک قصّه در بیاورید و روشن کنید؛ بروید در یک دبیرستان، بچّه‌هایى که گاهى معلّمشان آن‌ها را تشویق می‌کرد که بروند، گاهى مجموعه‌ى معلّم و مدیر مخالفت می‌کردند که این‌ها بروند جبهه، و این‌ها با شوق فراوان می‌رفتند جبهه و فداکارى می‌کردند؛ بروید داخل مجموعه‌هایى که جنگ را پشتیبانى می‌کردند، برایشان از مال خودشان، از امکانات ضعیف خودشان استفاده می‌کردند؛ بروید سراغ آن کسانى که جنازه‌ى شهدا را تشییع می‌کردند، این مسئله‌ى تشییع جنازه‌ى شهدا ماجراى عظیمى است که وقتى شهیدى یا شهیدانى وارد شهرى می‌شدند، چه اتّفاق بزرگى آنجا مى‌افتاد؛ این‌ها همه موضوعاتى است که می‌تواند موضوعِ محورى و مرکزى براى سینماى ما قرار بگیرد، [امّا] این کار‌ها اتّفاق نیفتاده است. بله، ایشان (۷) درست می‌گویند که ما احتیاج نداریم به اسطوره‌سازى. دیگران مجبورند اسطوره‌سازى کنند؛ یا یک مورد خاصّى را پیداکنند، صدسال، دویست‌سال، پانصدسال درباره‌ى آن حرف بزنند! مثلاً یک زنى – فرض کنید – یک‌جایى در دنیا یک فداکارى‌اى کرده، اسمش را به‌عنوان یک نامِ آشناى براى همه‌ى بشریّت تبدیل کنند. ما صد‌ها و هزار‌ها از این قبیل زن، از این قبیل مرد، از این قبیل جوان، از این قبیل قهرمان، در داخل کشورمان داشتیم و همین دفاع مقدّس یک عرصه‌اى بود که این‌ها بُروز کرد، ظهور کرد. نگذاریم این تاریخ از بین برود.
شما مى‌بینید که این حضرات کُره‌اى‌ها – من از کار این‌ها خوشم مى‌آید – تاریخ ندارند؛ لذا می‌گویند «افسانه‌ى جومونگ»، افسانه‌ى فلان. یعنى از اوّل حساب را تصفیه می‌کنند؛ [می‌گویند] افسانه است، واقعیّت نیست. یک‌چیزى در مى‌آورند، یک تاریخ براى گذشته‌ى خودشان درست می‌کنند، که وقتى یک جوان کُره‌اى به این فداکارى‌ها و به این شجاعت‌ها و به این کارهاى عجیب غریبِ سینمایى نگاه می‌کند، خب احساس هیجان می‌کند، احساس هویّت می‌کند، احساس افتخار می‌کند. ما این‌ها را در واقعیّت زندگى خودمان داریم، اتّفاق افتاده، پیش آمده؛ چرا از این‌ها استفاده نمی‌کنیم؟ به‌نظر من یک قصور بزرگى – نمی‌گوییم تقصیر؛ لااقل قصور بزرگى – اتّفاق افتاده است، باید جبران بشود. به‌نظر من ما پنجاه‌سال دیگر هم بایستى درباره‌ى دفاع مقدّس بنویسیم، بگوییم، توصیف کنیم، تشریح کنیم، انواع و اقسام هنر‌ها را به خدمت بگیریم، براى اینکه این حادثه‌ى عظیم را تبیین‌کنیم.
به‌هرحال من از تهیّه‌کننده‌ها (۸)، از کارگردان، از بازیگر‌ها، از عوامل تولید و همه‌ى کسانى که هستند، تشکّر می‌کنم. فیلم خوبى بود؛ ما هم لذّت بردیم، نشستیم تماشا کردیم، مثل بقیّه‌ى مردم متأثّر شدیم، و ان‌شاءالله که مردم هم از آن حدّاکثر استفاده را بکنند.
والسّلام علیکم و رحمةالله‌
۱) این فیلم که در سى‌ودوّمین جشنواره‌ى فیلم فجر به نمایش درآمد – جوایز «بهترین فیلم از نگاه مردمى» و «بهترین بازیگر نقش اوّل زن» را دریافت کرد.
۲) خانم نرگس آبیار (نویسنده و کارگردان فیلم) در جلسه حضور داشتند.
۳) خانم مریلا زارعى (بازیگر نقش اوّل زن) در جلسه حضور نداشتند.
۴) در سخنان تهیّه‌کننده‌ى فیلم به این مطلب اشاره شده بود که از مراحل ابتدایى تولید فیلم و دریافت پروانه‌ى ساخت، مطرح می‌شد که این فیلم یک فیلم ضدّجنگ و حتّى ضدّارزش است.
۵) به هم رسیدن‌
۶) جنگ جهانى اوّل در سال ۱۹۱۴ میلادى آغاز شد.
۷) آقاى محمّدحسین قاسمى (از تهیّه‌کنندگان فیلم)
۸) تهیّه‌کنندگان فیلم: آقایان محمّدحسین قاسمى و ابوذر پورمحمّدى.

Advertisements

توهین هاشمی

پیگیری مجلس در مورد اهانت به هاشمی

یک عضو شورای نظارت بر صدا و سیما با اشاره به ماجرای پخش تصاویر اهانت‌آمیز به آیت‌الله‌ هاشمی در تلویزیون گفت: «ما در این زمینه به صدا و سیما تذکر خواهیم داد و پیگیر این هستیم این تصویر مربوط به چه زمانی است.»


به گزارش خبر، رمضان شجاعی کیاسری، نماینده مردم ساری در مجلس افزود: «اگر نمایندگان مجلس به این نتیجه برسند که این کار با هدف قبلی انجام شده، امکان کارت زرد گرفتن رسانه ملی وجود خواهد داشت.»
به گزارش خبر، در فیلمی که این روزها در شبکه های اجتماعی پخش شده، در پخش زنده شبکه تهران، حین مصاحبه با یک خانم اهانتی به حجت الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی صورت می گیرد که گزارشگر برنامه بلافاصله مصاحبه را قطع می کند. مشخص نیست در پخش مستقیم و زنده چه کاری از دست مسئولان صداوسیما در این زمینه برمی آمده است!

صلاحیت هاشمی

آنچه که در روز رد صلاحیت هاشمی گذشت

آقای هاشمی سر صحبت را باز کردند و گفتند: آقای دکترعلی لاریجانی صبح به من تلفن زدند و پیشنهاد ملاقات دادند. گفتم به مجمع بیایید.نیم ساعت با من ملاقات داشت.
غلامعلی رجایی طی یادداشتی در سایت جماران نوشت: حادثه شگفت و باورنکردنی عدم احراز صلاحیت آیت الله هاشمی- که ازمحدود بنیانگذاران باقی مانده ازیاران امام درپیروزی انقلاب و تاسیس جمهوری اسلامی است – توسط شورای نگهبان، بدون تردید پس از رویداد چرایی و چگونگی ثبت نام ایشان درانتخابات اخیرریاست جمهوری که قبلا نوشته ام، به گمان من یکی ازحوادث عجیب و کم نظیر در تاریخ انقلاب اسلامی پس از امام است.
خوشبختانه اینجانب به دلیل موقعیت کاری و ارتباط نزدیکم با آیت الله هاشمی که از توفیقات الهی به من است، از نزدیک در جریان تقریبا کامل این واقعه بوده‌ام و با توجه به این موقعیت، نگاهی درونی به مساله نموده و ناگفته‌هایی رابیان نموده ام. اینک درجهت ادای دین به مردم شریف وتاریخ ایران عزیز، این واقعه را که درهمان روزها نوشته‌ام به محضرخوانندگان ارجمند تقدیم می‌نمایم.
“سه شنبه ۳۱ اردیبهشت حدود ساعت ۹ و پنج دقیقه صبح بود که آیت الله هاشمی طبق معمول همیشه به مجمع آمد.بالای پله‌ها وجلوی دفترکارشان منتظر بودم تا مساله‌ای را خدمتشان عرض کنم. پله‌ها را تند تند وبه صورت نیم دو بالا می‌آمدند. محافظین بعدا که ازدیدن این صحنه متعجب شده بودم به من گفتند ایشان هر روز با این تند طی کردن پله‌ها که حدود ۴۰ پله می‌شود، قصد ورزش و تست نفسی دارند. معلوم می‌شود از دقایق کوتاه عمرشان هم بخوبی بهره می‌برند. دقایقی گذشت و حاج آقا تازه داشت وارد اتاق خود می‌شد که صدایی مرا متوجه خود نمود. آقای دکترعلی لاریجانی ریاست مجلس داشت از پله‌ها بالا می‌آمد. پس از اینکه با هم دست دایم و روبوسی کردیم، به اتاق ملاقات راهنمایی شدند. معلوم بود در آن صبح اول وقت کاری مجلس که مشغول بررسی لایحه بودجه است،برای مذاکره در امر مهمی به ملاقات آقای هاشمی آمده است. پس از اینکه ملاقات نیم ساعته او تمام شد و از اتاق بیرون آمد که برود، به چهره‌اش که نگاه کردم،احساس کردم از ملاقاتش با حاج آقا نتیجه نگرفته است و راضی نیست. یک ساعت بعد معلوم شد حدسم درست بوده است.
تا آن لحظه نمی‌دانستیم دکتر لاریجانی درآن وقت غیرمتعارف ملاقات برای چه به مجمع آمده است. حدس می‌زدم حتما در رابطه با انتخابات است.ساعت ده صبح که آقای دکترعلی مطهری با جمعی از اصولگرایان مانند آقای دکترعباسپور،آقای علوی نماینده مجلس خبرگان،خانم پیشگاهی فرد.. با آقای هاشمی ملاقات داشتند و می‌خواستند دراین ملاقات ستاد اصولگرایان ایشان را فعال نمایند. پس از بحث و بررسی‌ها وکسب نظر و دیدگاههای آقای هاشمی در مورد مرزبندی و نحوه ارتباط این ستاد با ستاد مرکزی آیت الله،که جناب آقای مهندس اسحاق جهانگیری آن را اداره می‌کرد.
آقای هاشمی سر صحبت را باز کردند و گفتند: آقای دکترعلی لاریجانی صبح به من تلفن زدند و پیشنهاد ملاقات دادند. گفتم به مجمع بیایید.نیم ساعت با من ملاقات داشت. پیغامی از شورای نگهبان آورده بود که من ازحضور در صحنه انتخابات انصراف بدهم. من به ایشان گفتم: هرگز این کار را نمی‌کنم. پس از بحث‌هایی که شد، گفتم: رهبری به من بگویند انصراف بده که دراین صورت البته با ذکر دستور رهبری انصراف می‌دهم. راه دیگراین است که شورای نگهبان اعلام عدم احراز صلاحیت بکند، خوب بکند. من هیچ اعتراضی نخواهم کرد.
آقای هاشمی گفتند: به آقای لاریجانی گفتم: اگربدون دلیل انصراف بدهم به مردم چه جواب بدهم؟ و مردم چه می‌گویند؟ آقای هاشمی گفتند: آقای لاریجانی وقتی موضع مرا دید، ازمن پرسید: اگرشما انصراف ندهید و شورای نگهبان صلاحیت شما را رد بکند، دراین صورت عکس العمل شما چه خواهد بود؟ به ایشان گفتم:عکس العملی نشان نخواهم داد. با مردم صحبت خواهم کرد و مسائل را با آنها درمیان خواهم گذاشت.
جلسه ستاد اصول گرایان با حاج آقا که تمام شد، همه دوستان به طبقه پایین آمدند تا درباره تعیین مسولین کمیته‌ها و معاونتها تصمیم گیری و کار را شروع کنند.درجلسه آنها شرکت کردم. دکترعلی مطهری جلسه را بخوبی اداره می‌کرد.نیم ساعتی نشستم و پیشنهاد مکتوبی دادم باتوجه به کناره گیری حجت الاسلام والمسلمین آقای سید محمد حسن ابوترابی فرد و اینکه بعضی از دوستان آزاده فعال و مسئول ستاد ایشان برای کار در ستاد آقای هاشمی بمن اظهارآمادگی نموده اند،، از نیروهای ستاد در حال انحلال ایشان استفاده شود.سپس جلسه را ترک کردم تا به کارهایم برسم.


ملاقاتهای حاج آقا تا ظهرادامه داشت..پس از نماز و نهارُ ایشان طبق برنامه همیشگی استراحتی داشتند.ساعت ۵ عصرکه کارشان را مجددا شروع کردند، اولین برنامه،خواندن خطبه عقد فرزند جوان یکی از محافظین ایشان بود. قبل ازاینکه وارد اتاقی بشوند که خانواده‌های عروس و داماد منتظر نشسته بودند به ایشان عرض کردم: چه خبر؟ گفتند: ازظهر،دیگرخبری ندارم. گفتم :خبری غیر رسمی آمده است که شورا به شما۷ به ۴ رای داده است. به شوخی چیزی گفتند و وارد اتاق ملاقات شدند تا خطبه عقد را جاری نمایند. پس ازاجرای صیغه عقد توصیه‌ها و نصایح ارزشمندی را به زوج جوان فرمودند و هدیه‌ای هم به آنان دادند و دوباره به اتاقشان رفتند تا به ملاقاتهای دیگرشان برسند.
ساعت ۶ عصرکه مجمع را به سوی منزل ترک می‌کردم، سیل تلفنها و پیامکهادر مورد نتیجه رای شورای نگهبان درباره احراز صلاحیت آقای هاشمی به من سرازیرشد که برای آنها جوابی نداشتم. یک خبر غیر رسمی تایید صلاحیت ایشان بود که منبع و صحت آن معلوم نبود. درمسیر منزل که رادیو را بازکردم و دیدم دربرنامه‌ای غیرعادی! دارد با بعضی ازشخصیتهای استانها و نمایندگان مجلس خبرگان درباره “منزلت شورای نگهبان و لزوم تبعیت از نظر و رای آن”! مصاحبه می‌کند، تا آخرقضیه را خواندم و فهمیدم اتفاق تلخی که صبح خبر آن را شنیده بودم، افتاده است.
شب که درلابلای اخبارساعت ۲۱، گوینده خبر خبرها را قطع کرد و گفت: به خبری که هم اکنون به دست من رسیده، توجه فرمایید،معلوم شد شورای نگهبان با صدور بیانیه ای،اسامی ۸ نفر از نامزدها را اعلام را کرده است که درمیان آنها نام آیت الله هاشمی وجود ندارد. بعدها از آقای هاشمی شنیدم، صبح زود آن روز، آقای دکتر حسن روحانی به منزل ایشان رفته و او هم از طرف شورای نگهبان به وی پیغام داده انصراف بدهند که ایشان این پیشنهاد را قاطعانه رد کرده است.
گذشت آنچه گذشت! و شد آنچه شد! و رفت آنچه رفت! قطعا خبرهای دیگری هم در این یکی دو روز اعلام نتایج در این باره وجود دارد که آقای هاشمی درخاطراتشان درسال ۹۲ خواهند نوشت و نوشته اند. مسائلی نظیر: بحث‌های داخلی شورای نگهبان درباره صلاحیت ایشان و اعلام صلاحیت اولیه ایشان و بعد برعکس شدن ماجرا در پی اظهارات و اعلام خطرمقام اطلاعاتی نسبت به حضورآیت الله درصحنه انتخابات.
خود من ازمنبع موثقی که شاهد واقعه بوده است، شنیدم،وقتی بحث صلاحیت آیت الله هاشمی درشورا مطرح شده است، نظرتقریبا همه اعضای شورا این بوده است که صلاحیت ایشان نیاز به بحث و بررسی ندارد و پرونده را کنارگذاشته‌اند تا به موارد دیگری برسند. در اواسط جلسه مقامات اطلاعاتی و امنیتی! ب احتمالا!بدون اطلاع قبلی به شورا آمده‌اند و خواسته‌اند درجلسه شرکت کنند تا درباره مطلب مهمی نظرمشورتی! بدهند.
سپس بعضی از اعضای شورا معترضانه این حضور را بی سابقه و مغایر با اصول کاری شورا و در نتیجه نافی مسولیت خود دانسته و حضور آقایان اطلاعاتی را نپذیرفته اند. درکشاکش‌های بعدی، قرارشده فقط مقام مافوق اطلاعاتی، درجلسه شرکت کند و مشورت(؟) بدهد! و بقیه همکاران وی از جلسه شورا بیرون بروند که بعد از این، قضایا سیر و مسیردیگری پیدا کرده است. که انشالله،شاید! بیست و چند سال دیگر در خاطرات آیت الله هاشمی، جزئیات بیشترآن را خواهید و خواهند خواند!
به هرتقدیر هرچه بود این مساله هم تمام شد و هاشمی که می‌گفت به رغم میل شخصی و اعلام قبلی خود،برای حضور در این عرصه با خدا معامله کرده است در قلوب ملتی که می‌خواستند با رایی باشکوهتر از رایی که در سال ۱۳۷۶ به خاتمی داده بودند، او را در همان دور اول انتخابات به ساختمان پاستور بدرقه نمایند جاودانه شد و یک بازی سخت و نفس گیر را قبل از شروع رقابتها به سود خود با پیروزی به پایان برد تا این آیه درجان جانها طنین افکن شود که: و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب! هرکس تقوی پیشه نماید،خداوند راه خروج از بحران و مشکلات را براو منکشف خواهد فرمود. صدق الله العلی العظیم!

رویارویی روسیه آمریکا

مصر عرصه رویارویی روسیه و امریکا

سرکیس نعوم در النهار می‌نویسد: امریکا به هیچ وجه حاضر نیست متحد دیرینه خود را به این سادگی‌ها از دست بدهد و فضا را برای رقیب دیرینه خود باز بگذارد که جای آن را بگیرد. اگر چه تاکنون خلاف این را انجام داده است.
نشست اولی که میان رئیس جمهوری فدارتیو روسیه، ولادیمیر پوتین با عبدالفتاح السیسی، رئیس جمهوری مصر برگزار شد، بر اساس اطلاعات رسانه ای که از قاهره رسیده است، توافقات و تفاهم های متعدد در زمینه های مختلف بود، بارزترین آنها ایجاد تاسیسات هسته ای در مصر برای تولید برق بود، همچنین توافق برای بهره برداری بهتر از تولیدات گاز طبیعی و سرمایه گذاری در این زمینه، همچنین ایجاد منطقه صنعتی روسیه در تاسیسات کانال سوئز، توافق برای تقویت همکاری های نظامی، لغو تعرفه های مبادلات تجاری، ایجاد منطقه آزاد تجاری از دیگر موارد این توافقات بود.
دلایل احیای این روابط حسنه میان مصر و روسیه که از روزهای ایام ریاست جمهوری انور سادات متوقف شده بود، چیست؟ چه شد که روابط دو کشور دوباره به دوران طلایی خود بازگشت و قاهره و مسکو روابط بسیار نزدیک و حسنه ای با یکدیگر برقرار کردند؟
روابط مصر و امریکا بعد از این که ارتش مصر در سال 2013 رئیس جمهور محمد مرسی را از قدرت کنار زد، تضعیف و تیره شد. از آن موقع بهبود روابط قاهره و مسکو آغاز شد. در عین حال اعتماد مصری ها به مسئولان امریکایی کاهش یافت که دلیل آن هم به نزدیکی روابط مقام های امریکایی با اخوانی ها باز می گشت. آنها از رفتار باراک اوباما نسبت «کودتا» انتفاد داشتند و بعد از آن که عمدا در دادن سلاح به مصر علی رغم توافق نامه ای که از مدت ها پیش امضا شده بود، خودداری کرد، این انتقادها افزایش یافت. به مرور دیگر گفت وگوهای استراتژیک دو طرف در جهت گسترش روابط و حفظ ارتباطات کلیدی با یکدیگر نیز تضعیف شد و کاهش یافت.
در حالی که حمایت کرملین از رهبران جدید مصر بعد از کودتا افزایش یافت، سفرهای مقام های مصری و روسی به پایتخت های یکدیگر بیشتر شد و این سفرها روابط میان دو کشور را بسیار تقویت کرد. وقتی که عبدالفتاح السیسی به مسکو سفر کرد، ولادیمیر پوتین به او گفت: «تصمیم شما برای شرکت در انتخابات اقدامی واقعا مسئولانه است برای این که شما مسئول سرنوشت مردم مصر هستید. و من از سوی خودم و به نمایندگی از مردم روسیه برای شما آرزوی پیروزی می کنم.»
طبیعتا این برخورد بسیار دوستانه روابط مصر – امریکا را باز هم بدتر کرد، و باعث شد تا قاهره بیش از پیش متوجه مسکو شود. پس از آن مقام های دو کشور در پایتخت های یکدیگر توافق نامه هایی به ارزش 3.5 میلیارد دلار امریکا منعقد کردند که به موجب آن روسیه سلاح های متنوعی از جمله جنگنده های میگ 29 و زیردریایی های نظامی ام آی 35 و سامانه های موشکی پیشرفته و دیگر مهمات نظامی دیگر به مصر صادر می کند. همچنین مبادلات تجاری دو کشور علی رغم سهم کم مصر از داد و ستد روسیه افزایش می یابد، از جمله افزایش شمار گردشگران روسیه به مصر که در سال 2014 از سه میلیون نفر فراتر رفت.


برای همین پژوهشگران و ناظران امریکایی و غربی که از روابط مصر و روسیه مطلع هستند، می گویند که مواضع سرسختانه روسیه در قبال اخوانی ها سهم به سزایی در توجه عبدالفتاح السیسی به روسیه و نزدیکی روابط دو کشور داشته است. روس ها معتقدند که اخوانی ها به شورشیان اسلامی در قفقاز علیه حکومت روسیه کمک کردند. آنها همچنین می گویند که مصری ها بر این اعتقادند که امریکایی ها در اوج درگیری های مصر با تروریست ها آنها را رها کردند و ملت مصر را فراموش کردند.
آیا این به آن معنا است که روسیه و پوتین نفوذ خود را در مصر افزایش خواهند داد و از نفوذ امریکا در مصر کاسته خواهد شد؟
ناظران و پژوهشگران امریکایی می گویند که پوتین به دقت و با توجه بسیار چشم پوشی ها و تناقضات سیاسی غرب در قبال خاورمیانه را زیر نظر دارد. سفر اخیر او به مصر نیز در همین چارچوب بود. اما در عین حال می گویند که اقتصاد مصر و روسیه در مرحله ای از رکود به سر می برد. روسیه در پی کاهش شدید قیمت نفت و تحریم های غرب بر سر الحاق کریمه از وضعیت اقتصادی چندان مناسبی برخوردار نیست. و مصر نیز به دلیل فقر و بیکاری و تهدید رو به افزایش تروریسم و مخالفان خشونت طلب داخلی در وضعیت مناسبی نیست. برای همین کسی نمی داند که این سفر پوتین به قاهره چه پیامدهای روشنی در پی خواهد داشت، آیا واقعا دو طرف گام های موثری بر خواهند داشت یا صرفا به تعارفات دیپلماتیک بسنده خواهند کرد. در صورتی که واقعا اتفاقی بیفتد اعراب به این درک خواهند رسید که روسیه کشور منزوی ای نیست. و این مساله سبب افزایش سفرهای مقام های کشورهای «غیر غربی» یا کشورهای غیر وابسته به غرب به مسکو در ماه های آینده خواهد شد. افرادی که به گسترش روابط دو کشور به دیده تردید می نگرند، می گویند که علی رغم توافقات تسلیحاتی میان دو طرف تا کنون هیچ کدام از معاهده ها عملی نشده اند. در حالی که اگر عربستان هزینه های تسلیحاتی مصر را بپردازد ناگهان شاهد تغییر جوهری در مواضع مصر در قبال امریکا خواهیم بود. در غیر این صورت باز هم شاهد تمایل بیشتر السیسی به سمت روسیه خواهیم بود. در حالی که امریکا به هیچ وجه حاضر نیست متحد دیرینه خود را به این سادگی ها از دست بدهد و فضا را برای رقیب دیرینه خود باز بگذارد که جای آن را بگیرد. اگر چه تاکنون خلاف این را انجام داده است.

جنبش اصلاح طلبی

جنبش اصلاح‌طلبی مدیون روزنامه سلام بود

طبیعی است زمانی که پای مجمع روحانیون به عنوان نهاد روحانی میراث‌دار فقه سیاسی و پویای امام با محوریت اشخاصی همچون موسوی‌خوئینی‌ها، کروبی، خاتمی و موسوی بجنوردی به میان آید …
چطور شد که ابراهیم اصغرزاده به جمع راه‌اندازان روزنامه «سلام» پیوست، روایت شما از علت شکل‌گیری روزنامه‌ای با مختصات جدید چه بود؟
سال‌های آخر دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ برایم پر از خاطرات تلخ و شیرین است. به خصوص تغییر تیترهای صفحه یک در ساعات پایانی شب و کار کردن با دوستان جدیدی که کم و بیش با ذات رسانه و روزنامه‌نگاری مدرن آشنایی داشتند. البته نیمکت ذخیره‌های «سلام» به مراتب پر ستاره‌تر بود از تیمی که میدان را به دست گرفته بودند. بازی این سبکی البته در عین هیجان، دردسرساز هم بود. همکاری من با بعضی از این دوستان به سال‌های نخست دهه ۶۰ در کیهان و بعدا نیمه آن دهه، جهت انتشار نشریه بعثه حجاج ایرانی در عربستان برمی‌گشت که کار را ساده و روان می‌کرد. صفحات و عناوین ابتکاری مانند الو سلام، پیدا و پنهان، اخبار خاکستری و درگوشی، شنیده‌ها و ناشنیده‌ها و نظایر آن گرچه در ابتدا با مقاومت منفی و بی‌رغبتی مواجه می‌شد اما خوش‌ذوقی و سعه‌صدر آقای موسوی‌خوئینی‌ها گره‌گشا بود.
برخلاف آنچه از وی در اذهان عمومی به عنوان چهره‌ای انعطاف‌ناپذیر نقش یافته و با وجود فقدان سابقه مطبوعاتی رفتار و سلوک ایشان میدان خوبی برای فعالیت جمعی فراهم می‌ساخت. اواخر سال ۱۳۶۴ موسسه و به ویژه روزنامه کیهان، معتبر‌ترین رسانه مکتوب قبل و بعد از انقلاب دو عنصر کلیدی، یعنی سرپرست و قائم‌مقام فرهنگی‌اش را از دست داد؛ شهید شاهچراغی و مرحوم حسن منتظرقائم. یکی در حادثه سقوط هواپیما به دست دشمن و دیگری در تصادف جاده‌ای. آقای خاتمی که نماینده امام خمینی(ره) بود، از آقای سیدمحمد اصغری جهت سرپرستی دعوت به عمل آورد ولی فرآیند انتخاب قائم‌مقام فرهنگی به دلیل حساسیت سیاسی کیهان و همچنین کسب نظر شوراهای سردبیری، دبیران سرویس‌ها و تحریریه‌های روزنامه و دیگر نشریات کیهان قدری به تاخیر افتاد. افرادی نظیر آقایان‌ هادی خانیکی، رضا تهرانی، ماشاء‌الله شمس‌الواعظین، مسعود غفاری، مصطفی رخ‌صفت، کمال حاج‌ سیدجوادی، یونس شکرخواه، بهروز گرانپایه، غلامرضا موسوی، فریدون صدیقی، مهدی فرقانی، بهروز صحابه، امیرحسین فردی، عباس سلیمی‌نمین، حسین راغفر، شهیدی مودب و خانم‌ها شرکت، صدر، اسکندری، بدیعی و دیگران حضور داشتند. نهایتا من هم به عنوان قائم‌مقام فرهنگی به آن خانواده پیوستم. بعضی از این دوستان همانانی بودند که چند سال بعد به قوام تحریریه «سلام» کمک کردند.


چینش نیرو‌ها و جمع شدن آن‌ها به لحاظ سیاسی و فکری بر چه اساسی بود؟ اینکه همه بچه‌های پیرو خط امام و تسخیر‌کننده لانه جاسوسی دور هم جمع شدند تا رسانه‌ای منتشر کنند چرا و چطور انجام شد؟
طبیعی است زمانی که پای مجمع روحانیون به عنوان نهاد روحانی میراث‌دار فقه سیاسی و پویای امام با محوریت اشخاصی همچون موسوی‌خوئینی‌ها، کروبی، خاتمی و موسوی بجنوردی به میان آید به اندازه کافی انگیزه ایجاد می‌کرد که دوستان خط امامی و فعالان چپ مذهبی در آن وانفسا گردهم آیند و از اندک فرصت به دست آمده زمانی که وزیر ارشاد آقای خاتمی بود این بهره را ببرند. کار سیاسی در خلأ صورت نمی‌گیرد. علاوه بر امکان حقوقی و توجیه فنی نیازمند بستر اجتماعی مناسب و تقاضای مخاطب است. جامعه ایران به ویژه طبقه متوسط و اقشار شهری پس از پایان جنگ و آغاز سازندگی به فضای باز‌تر سیاسی و آزادی عمل بیشتر تمایل نشان می‌داد. عمر کوتاه روزنامه «سلام» همزه وصل دو پرانتز مهم در تاریخ انقلاب بود. یک پرانتز شامل اراده قطعی جناح راست برای یکدست کردن جامعه سیاسی و حذف چپ‌ها و پرانتز دیگر حاوی پروژه بحران‌سازی تندروهای اصولگرا برای از کار انداختن چرخ اصلاحات و برچیدن یکسره بساط جامعه مدنی. اهمیت تاریخی روزنامه «سلام» به دلیل کاری بود که در این مقطع کرد.
روزنامه «سلام» در فضای بعد از درگذشت امام و آغاز کناره‌گیری جناح چپ منتشر شد. آیا کنار گذاشته شدن آن‌ها علت اصلی انتشار روزنامه بود تا جایی که حس شده بود فضایی برای بیان افکار و عقاید آن‌ها نیست و نیاز به رسانه‌ای دارند که حرف‌های خود را بزنند؟
داستان انتشار این روزنامه زمانی آغاز شد که محافظه‌کاران به لطایف‌الحیل سعی کردند راه ارتباط آن‌ها با مردم را مسدود کنند. ممانعت از چاپ اعلامیه انصراف سه نفر از روحانیون سر‌شناس جناح چپ، یعنی آقایان موسوی‌خوئینی‌ها، مرحوم توسلی و مرحوم عبایی خراسانی در روزنامه‌های موجود آن زمان، مجمع روحانیون مبارز را به صرافت انداخت تا خود رسانه داشته باشد. یک روزنامه چپ پیشرو تا حدودی این خلأ را پر می‌کرد. روزنامه‌ای که آن زمان در اندازه خود صدای لرزان و محتاطی بود که روند اداره امور کشور را به نقد می‌کشید. پنهان نیست که ما برای مواجهه با موضوعات جدید و سیاست‌های دولت هاشمی رفسنجانی به کادر همفکر و منسجمی نیاز داشتیم که باید چارچوب‌های فکری و گفتمانی و نه الزاما ایدئولوژیک مجمع را قبول داشته باشند.
در‌‌ همان شماره‌های نخست، «سلام» با چه واکنش‌هایی مواجه شد؟ آیا گروه‌های سیاسی و روزنامه‌های موجود در‌‌ همان ابتدا متوجه تفاوت شیوه، روش و محتوای روزنامه تازه تاسیس شدند؟
روزنامه «سلام» فرا‌تر از یک نشریه بود. جنبش اصلاح‌طلبانه‌ای که سرنوشت انقلاب و کشور را تحت تاثیر قرار داد، به عقیده ناظران، مدیون روزنامه «سلام» در ایجاد و تداومش بود. دولت وقت تمایل چندانی به توسعه سیاسی و گشایش فضای باز نشان نمی‌داد حتی آن را موی دماغ برنامه رشد اقتصادی خود و اجرای سیاست تعدیل می‌دانست. مواضعی که «سلام» می‌گرفت مانند انتشار اخباری از نقض حقوق شهروندی، دفاع تلویحی از انتشار و انعکاس اخبار منتقدان یا انعکاس انتقادات اقتصادی و نقد تصمیمات غیرشفاف اقتصادی دولت طبعا خوشایند مقامات رسمی نبود. با نزدیک شدن به انتخابات ریاست‌جمهوری دوم خرداد ۱۳۷۶، «سلام» تنها نشریه‌ای بود که به طور مستقیم از نامزد مجمع روحانیون مبارز یعنی محمد خاتمی هواداری کرد.