کروش: دیگر نمی خواهم به AFC جریمه بدهم

کارلوس کروش گفت که امارات در غرب آسیا بهترین تیم را دارد.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ کارلوس کروش سرمربی تیم ملی فوتبال ایران پس از شکست دادن امارات گفت: «به نظرم امارات بهترین تیم غرب آسیاست و بازیکنان خوبی دارد. آن های کارهای ترکیبی خوبی انجام می دهند. اماراتی ها در بازی با ما پاس های بیشتری دادند ولی نفوذهای ایران بیشتر بود.»
کروش در مورد تغییر در ترکیب تیم ملی گفت: «در ابتدای مسابقه به جوان ها میدان دادیم. ما به جایگاهی رسیده ایم که همه بازیکنان برای حضور در تمام بازی ها آماده هستند. امیری، رفیعی و جهانبخش عملکرد خوبی داشتند و جنگجویانه بازی کردند. در جریان مسابقه هم بازیکنان باتجربه را اضافه کردیم و به گل رسیدیم.»


کروش در مورد اعتراض سرمربی امارات به داور گفت: «فکر می کنید من آدم خیرخواهی هستم؟ دیگر نمی خواهم به AFC جریمه بدهم و در این مورد حرف نمی زنم. من فقط می دانم که بازی خوبی را دیدیم. من وظیفه دارم پشت بازیکنان خودم باشم و از آن ها حمایت کنم. در مورد مسائل دیگری حرف نمی زنم. در مورد داوری هم حرف نخواهم زد.»
سرمربی تیم ملی در مورد ضعف تیم ملی در مرحله گروهی گفت: «ما باید سطح بازی خود را بهبود ببخشیم. هیچ تیمی را ندیده ام که از همه نظر کامل باشد. در فوتبال اشتباه وجود دارد ولی ما سعی می کنیم پیشرفت کنیم.»

Advertisements

کروش از آنچه که می ترسید سرش آمد

دمای بالای هوا و رطوبت 70 درصد به مشکل تازه ای برای ملی پوشان در آستانه بازی با امارات تبدیل شده است.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ترسی که کروش در بازی های جام جهانی داشت در بازی های جام ملت های آسیا گریبانش را گرفت،مشکلی به نام گرما.

در برزیل و در شهر سالوادور کروش مدام نگران گرما و رطوبت بالای هوا بود اما در روز بازی آخر با بوسنی ،بارش باران گره گشا شد و تا حدودی فشار را از روی بازیکنان برداشت.

امروز اما در جام ملت های آسیا این مشکل برای کروش و شاگردانش دو چندان شده است.گرمای بالای 41 درجه و رطوبتی نزدیک به 70 درصد باعث شده تا سرمربی تیم ملی باز هم ابراز نگرانی کند و بگوید:«شرایط سخت است،این کار نفس کشیدن را برای بازیکنانم سخت می کند.»

البته نگرانی کروش بیشتر به این دلیل است که تیم ملی روز دوشنبه باید مقابل اماراتی قرار بگیرد که در شرایط آب و هوایی مشابه کشورش بازی می کند.دمای بالای هوا آنقدر اذیت کننده است که پیمان یوسفی گزارشگر و خبرنگار اعزامی واحد مرکزی هم شرایط را این طور توصیف می کند:«حتی برای ما که فوتبال بازی نمی کنیم این گرما اذیت کننده است.کلافه شده ایم.امیدوارم این اتفاق روی تیم ما تاثیری نداشته باشد.»حتی بازیکنان تیم ملی هم در شبکه اجتماعی اینستاگرام پست هایی را در این زمینه منتشر کرده اند و زیر آن نوشته اند:«اینجا خیلی گرم است.»

نکته قابل توجه اینجاست که در این شرایط بد آب و هوایی روز گذشته تیم ملی کشور میزبان با یک گل مغلوب کره جنوبی شد!

خبر: کاپیتان تیم ملی

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛مهدی مهدوی کیا کاپیتان سابق تیم ملی فوتبال ایران مهمان بهرام شفیع در برنامه ورزش و مردم بود.او در ابتدا گفت:«من نوجوان که بودم هم فوتبال بازی می کردم و هم درس می خواندم.آن زمان فوتبال شغل نبود و هرکسی که فوتبال بازی می کرد به خاطر عشق بود.خدا را شکر می کنم که جریان طوری پیش رفت که من کاری را که به آن علاقه داشتم شد شغلم.»

شفیع از او درباره گل به یادماندنی اش به چین سوال کرد که کیا گفت:«یک سری از گل ها هیشه در ذهن مردم می ماند.من خودم هم آن گل را دوست دارم.در آن فکر م کنم بازی دو بر صفر هم عقب بودیم.من جوان بودم و بیست ساله.درهر صورت خاطره خوبی بوود.»

مهدوی کیا زمانی که در آلمان بازی می کرد مورد توجه هواداران هامبورگ بود.هر زمان که او پا به توپ می شد طرفداران این تیم ایستاده کیا را تشویق می کردند.مهدی از آن دوران حرف می زند و می گوید:«من 11 سال در آلمان بازی کردم و 8 سال عضو هامبورگ بودم.همیشه سعی می کردم بهترین بازی هایم را برای این تیم انجام بدهم.بین من و هواداران همیشه یک احترام متقابل بود.بعضی موقع ها ما دو جلسه تمرین داشتیم و بازیکنان خسته می شدند.این تمرینات ما گاهی اوقات همزمان می شد با تعطیلات و تقریبا 2 هزار نفر بچه مدرسه ای می آمدند تمرین ما.آنها دوست داشتند با بازیکنان عکس بگیرند.من می ایستادم و زمان می گذاشت.گاهی اوقات دو ساعت صبر می کردم.هامبورگ مدت ها بود که بازیکن سرعی نداشت.وقتی من حرکت می کردم آنها دست می زدند و تشویقم می کردند.»

شفیع در ادامه به مهدوی کیا گفت که هر ورزشکاری یک روز به اوج می رسد و چراغ های ورزشگاه برای او روشن می شود.یک روز هم این چراغ ها برای او خاموش می شود.اما خیلی از بازیکنان هم هستند که همیشه در یادها می مانند و خیلی ها هم هستند که با بی احترامی از ورزش خداحافظی می کنند.این حرف شفیع باعث شد تا مهدوی کیا بگوید:«خانواده من پرسپولیسی بودند.من به همراه برادرانم به ورزشگاه آزادی می رفتم.9 یا 10 سالم بود.من دیدم بازیکنانی را که سابقه زیادی هم داشتند اما در ورزشگاه»هو»شدند.زمانی هم که خودم بازی می کردم این اتفاق برای خیلی ها افتاد.من همیشه خودم را آماده کرده بودم.به همین دلیل در 32 سالگی از فوتبال رفتم.دوست نداشتم جریانی اتفاق بیفتد که مثل خیلی ها»هو»شوم.من در فوتبال زمان های خوب و بد زیاد داشتم اما انصافا روزهای خوبش بیشتر بود.»

در ادامه مصاحبه با مهدوی کیا بحث به جام جهانی هندبال و ورزش هایی به غیر از فوتبال کشیده شد که مهدوی کیا گفت:«در ایران امکانات زیادی به ورزش هایی غیر از فوتبال داده نمی شود.من خودم اگر زیر ساختی فراهم بود یا امکانات بود شاید هرگز فوتبالیست نمی شدم و الان هندبالیست بودم.من 4 سال هندبال بازی کردم و قرار بود حتی در تیم ملی نوجوانان کاپیتان باشم.در یک مسابقات دانش آموزی و در یک تورنمنت 63 تا گل زدم.واقعا اگر بستر فراهم بود من فوتبالیست نمی شدم.البته الان خیلی بهتر از قبل شده و امکانات در رشته های دیگر هم هست.»

صحبت از والیبال و لژیونر شدن سعید معروف به روسیه شد که کاپیتان سابق فوتبال ایران گفت:«من بازی های سعید معروف را دوست دارم.او یک استثنا است.من چند بار هم برای تماشای بازی والیبال به آزادی رفتم.جاهای خالی که معروف می اندازد واقعا لذت بخش است و شاهکار است.من کلا به مجموعه والیبال تبریک می گویم.»

نسل طلایی فوتبال ایران و به اوج رسیدن بازیکنانی مثل دایی،مهدوی کیا،خداداد و …کیا مرور خاطرات کردو گفت:«من 4 دوره درجام ملت ها حضور داشته ام.خاطرات خوب و بد زیاد بودده اما ما همیشه تیم یکدستی داشتیم.خوب به یاد دارم که فوتبال ایران داشت به رده تیم های درجه دو وسه آسیا می رسید اما یک دفعه نسلی روی کار آمد که اجازه این کار را نداد.در اولین جام ملت هایی که من بازی کردم دایی بهترین گلزن شد و خدادا هم بهترین بازیکن از تیم ما.حق ما در آن مسابقات قهرمانی بود.ما سلا 4004 و 2007 از گردونه این رقابت ها حذف شدیم که بدترین دوران من بود.به هر حال می خواهم بگویم که در این 4 دوره حضور دو دوره خاطرات خوب داشتم و دو دوره خاطرات بد.»

شفیع از او درباره تیم فعلی ایران و عملکرد کارلوس کروش سوال کرد که کیا گفت:«من به کروش و بازیکنان تبریک می گویم.تیم ما منظم بازی می کند.البته خیلی ها دوست دارند تیم ما فقط حمله کند اما ما داریم حساب شده بازی می کنیم.هدف ما این است که اول گل نخوریم و بعد گل بزنیم.این تاکتیکی است که در جام جهانی هم به کار می بردیم.»

ایران می تواند فینالیست جام ملت های آسیا شود؟کیا در این مورد می گوید:«بازی با امارات خیلی مهم است.خیلی از مردم دوست دارند ایران راهی فینال شود اما ما باید برای صدرنشینی با امارات بجنگیم تا به ژاپن نخوریم.از استرالیا نباید غافل شد.آنها به عنوان میزبان بازی را خوب شروع کرده اند.کره حنوبی همیشه از تیم های خوب آسیا بوده و عربستان هم پس از باخت در بازی نخست به بازی های برگشته است.البته ما هم در آسیا همیشه از تیم های پر قدرت بوده ایم.در هر تورنمنتی که وارد شده ایم همه از نام ما هراس داشته اند.تیم ما تلفیقی از بازیکنان جوان و با تجربه است.نکونام،تیموریان،سید جلال و ..شما دیروز دیدید که گلزن تیم ما سردار آزمون 20 ساله بود.مردم ما منتظر اتفاق های خوبی هستند.البته این را هم بگویم که مشکل ما همیشه مقابل تیم های عربی و ضد فوتبال بازی کردن آنها بود که دیگر این مشکل را نداریم چون داریم حساب شده بازی می کنیم و خیلی با حوصله پیش می رویم.ما نظم تیمی خودمان را حفظ می کنیم و با برنامه هستیم.»

مهدوی کیا دوباره مرور خاطرات کرد و با اشاره به تیم ملی کره جنوبی و چین گفت:«یک بازی با کره داشتیم که آنها را 4 بر سه شکست دادیم.یک گل ما می زدیم و یک گل آنها.من همیشه از آن بازی به عنوان یک بازی خوب یاد کرده ام.یک بازی هم با چین داشتیم که داور لبنانی لطف کرد وستار زارع را از بازی اخراج کرد.ما 120 دقیقه 10 نفره بازی کرده بودیم که بازی به پنالتی کشیده شد.دایی ایستاده بود،من،نکونام،مبعلی و یحیی.من و یحیی هم اتاق بودیم.خوب یادم هست در اتاق با یحیی که حرف می زدم به او گفتم اگر پنالتی شود چه کار می کنی که او گفت من یک ایده دارم.از او هرچه سوال کرده ام درباره ایده اش نگفت.من به او گفتم پنالتی آخر هست و از این حرف ها…خلاصه به پنالتی آخر رسید و یحیی ضربه را چیپ زد.ضربه چیپ را معمولا وسط می زنند اما یحیی زد کنار.اصلا باورم نمی شد.فشار زیادی روی بازیکنان ما آمده بود.»

کیا ادامه داد:«بعد از بازی من و حسین کعبی رفتیم برای تست دوپینگ.برگشتم به اتاق و دیدم یحیی دراز کشیده است.ساعت 2 بود.به او گفتم این بود ایده ات؟این چه ایده ای بود که داشتی؟»

در ادامه این گفت و گو بهرام شفیع از کیا سوال کرد که اگر قرار باشد شما مربی شوید مربی پرسپولیس می شود،هامبورگ یا تیم ملی که او گفت:«من از فوتبال جدا نشده ام و در کنار تیم ملی نوجوانان و نوجوانا بوده ام.دوست دارم در کلاس های مربیگری که شرکت می کنم یک کار اصولی انجام بددهم.من پس از خداحافظی ار فوتبال پیشنهاد هایی از تیم های لیگ برتری داشتم اما قبول نکردم.چون اعتقاد دارم همانطور که فوتبالیست باید از پایه شروع کند مربی هم باید همین کار را انجام بدهد.ما مربیانی داریم که فوتبال بازی نکرده اند اما مربی شده اند این نشان می دهد که مربیگری یک علم است.من دوست دارم از از باشگاهی شروع کنم که بیشتر عمر فوتبالی را آنجا بوده ام.با مسئولان هامبورگ هم صحبت هایی را کرده ام.دوست دارم تجربه ام آنقدر زیاد شود که بعد ها این تجربه را در اختیار پرسپولیس و تیم ملی قرار بدهم..»

مهدوی کیا در ادامه گفت:«من فعلا دارم یک تیم از از بچه های زیر 11 سال را تشکیل می دهم.می خواهم آنها را به تورنمنت اروپایی ببرم.سه هفته پیش من چند تا استعداد را کشف کردم.امیدوارم مسئولان کمک کنند تا این استعدادها پیشرفت کنند.من باید از مربی خوب خودم هم تشکر ویژه ای کنم.آقای علی دوستی که زحمات زیادی برای این فوتبال کشیده است اما متاسفانه به آن چیزی که حقش بود نرسیده است.من یک توصیه هم به نوجوانانی که فوتبا را شروع کرده اند می کنم،اینکه از همان ابتدا با آدم های سالم فوتبال را آغاز کنند.»

اما حرف های پایانی کیا.آنجا که او از پرسپولیس حرف زد:«پرسپولیس امسال فراز و نشیب های زیادی داشته است.تحولات مدیریتی داشته و متاسفانه ثبات لازم هم نداشته است.ضمن اینکه برنامه ریزی ها هم غلط است.وقتی مسئولان ما ساعت 2 بعد از ظهر بازی می گذارند فقط کسانی می توانند به ورزشگاه بروند که بیکار هستند.در فوتبال آلمان برای هوادارانشان ارزش قائل هستند و معمولا بازی ها را جمعه ساعت 8 شب و یا یکشنبه ساعت 5 بعد ازظهر برگزار می کنند تا تماشاگران بتوانند به ورزشگاه بیایند.متاسفانه این کار در ایران انجام نمی شود.»

رهنمودهای رهبر انقلاب برای نمایندگان

رهنمودهای رهبر انقلاب برای نمایندگان:مجلس جای گفتگوی خردمندانه است/بگذارید سخن بیان شودو بعد رد کنید

«این عادت باید در مجلس ریشه کن شود که وقتی یک نماینده ای دارد حرف میزند، یا یک وزیری، یک مسئول دولتی ای دارد حرف میزند، از یک گوشه ی مجلس چهار نفر شروع کنند یک صدائی در آوردن! این خیلی چیز بدی است.»

به گزارش ایرنا، این جملات بخشی از بیانات و رهنمودهای روشنگر رهبر معظم انقلاب در دیدار با نمایندگان مجلس نهم در 24 خرداد ماه 1391 است که مرور آن در این روزها بیش از پیش ضروری است.

حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه بیانات خود می فرمایند: اگر چنانچه وقتی شما دارید حرف میزنید، دیگری مثلاً شروع کند به دست زدن یا هیاهو کردن، برای اینکه صدای شما به گوش آن مستمع نرسد، این کار، کار حکیمانه است؟ کار خردمندانه است؟ این عادت باید در مجلس ریشه کن شود که وقتی یک نماینده ای دارد حرف میزند، یا یک وزیری، یک مسئول دولتی ای دارد حرف میزند، از یک گوشه ی مجلس چهار نفر شروع کنند یک صدائی در آوردن! این خیلی چیز بدی است.

معظم له اظهار داشتند: متأسفانه در مجلس هشتم این بود؛ من نمیدانم حالا در مجلس هفتم هم بود یا نه. من اوّلی که با این قضیه برخورد کردم، حیرت کردم؛ مگر چنین چیزی ممکن است؟ دیدیم بله، هم ممکن است، هم واقع است! در مجلس اتفاق افتاده.

ایشان تصریح کردند: مجلس جای این حرفها نیست. بله، در اجتماعات عمومی، مردم عامی ممکن است از این کارها بکنند؛ یکی می آید حرف میزند، دیگری صدائی در میآورد. در تاریخ، همیشه هم از این کارها بوده. در قرآن هست که: «و هم ینهون عنه و ینئون عنه» ؛ (4) وقتی پیغمبر حرف میزد، یک عده ای نمیگذاشتند صدا به گوش دیگران برسد؛ هیاهو میکردند. اما این باب جمهوری اسلامی نیست؛ آن هم در مجلس شورای اسلامی. مجلس شورای اسلامی جای حرف است. طرف کاملاً حرفش را بزند، تمام کند؛ بعد اگر حرفش غلط است، غیرمنطقی است، جنابعالی وارد شوید، استدلال کنید، بگوئید نخیر، این حرف آقا هیچ منطقی ندارد، هیچ مبنائی ندارد؛ ردش کنید. این کار اشکال ندارد.

متن کامل بیانات گوهربار رهبر معظم انقلاب اسلامی در این دیدار به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه ای، به شرح زیر است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

خوشامد عرض میکنم به برادران و خواهران عزیز؛ نمایندگان محترم و منتخبان ملت رشید و مؤمن ایران. تشکر میکنم از جناب آقای لاریجانی، به خاطر مطالب خوب و مفیدی که بیان کردند؛ هم در نگاه به تاریخچه ی دستگاه قانونگذاری و مجلس ملی در کشور و در تاریخ کوتاه ما، و هم در بیان آن چیزی که از مجلس شورای اسلامی توقع میرود. همین نکاتی که ایشان بیان کردند، نکات درستی است. و اگر ان شاءالله نمایندگان محترم مجلس – آنچنان که امید و رجاء واثق هم به این وجود دارد – در همین جایگاه، با استقلال، با آزادفکری، با رعایت مصالح کشور، با احساس شجاعت در مقابل دشمن، و با امید به آینده، حرکتهای خودشان را برنامه ریزی کنند، تنظیم کنند، دنبال کنند، قطعاً کشور منتفع خواهد شد و در همین راه پیش خواهیم رفت.

یک نکته ی اساسی در اینجا وجود دارد که همه ی ما باید به آن توجه کنیم – بنده بیشتر از شما به توجه به این نکته احتیاج دارم؛ همه ی شما هم به اقتضای مسئولیت، احتیاج دارید – و آن، احساس تکلیف است؛ اخلاص نیت و عمل برای خداست. این اگر شد، همه ی مشکلات حل خواهد شد، همه ی راهها گشاده خواهد شد؛ این اگر شد، رحمت الهی و کمک الهی شامل حال خواهد شد؛ «ان تتّقوا الله یجعل لکم فرقانا» (1) – همین آیاتی که الان تلاوت کردند – این اگر شد، توهّم غلطِ انهزام در مقابل دشمن و تسلط دشمن از بین خواهد رفت. توکل به خدا، ارتباط با خدا – که ناشی از این نیت خالص است – همه ی مشکلات را حل میکند. انقلاب هم همین جور پیروز شد. اگر امام بزرگوار ما – که حقیقتاً رهبر به تمام معنیالکلمه بود – این توکل را، این اخلاص را نداشت، قطعاً این انقلاب پیروز نمیشد. اگر مردمی که آمدند توی میدان، نخبگانی که مردم را کشاندند وسط میدان، این اخلاص را، این کار برای خدا را نمیداشتند، کار پیش نمیرفت. در دوران دفاع مقدس هم همین جور بود. فرمودند که عده ی زیادی از شماها در دوران دفاع مقدس بودید؛ خب، آنهائی که بودند، از نزدیک میدانند که چه بود و چگونه بود و چه خبر بود. راز اصلی این است: دنبال تکلیف باشیم، دنبال کسب رضای الهی باشیم. اگر با نگاه تاجرانه به زندگی نگاه کنیم، باز نتیجه همین است. بنده سالهای پیش مکرر میگفتم که شهادت در راه خدا، مرگِ تاجرانه است؛ یعنی مرگِ سودمحور است. واقعاً همین جور است. آن کسی که در راه خدا شهید نمیشود، این جانی را که به عاریت به ما سپرده اند، در راه خدا نمیدهد، بالاخره نمیتواند این را نگه دارد؛ خواهد داد؛ چه بهتر که این روغن ریخته، نذر امام زاده شود؛ چه بهتر که این امر ناگزیر – مرگ که یک حادثه ی ناگزیر برای ماست – وسیله ی سعادت ما بشود؛ وسیله ی برخورداری ما در زندگی واقعی، از لطف الهی. واقعاً شهادت، مرگ تاجرانه است.

عین همین قضیه در مورد تلاشهای دنیائی ماست. اگر ما از پول بگذریم، از تمتعات و هوسهای بیمورد و حرام بگذریم، کار تاجرانه کرده ایم و سود برده ایم؛ چون خدای متعال به خاطر این گذشت، آنچنان پاداشی به ما خواهد داد که همه ی آنچه که ممکن بود در این تمتعات به دست بیاوریم، در مقابل آن، صفر و زیر صفر است؛ هیچ است. کار برای خدا اینجوری است. به نظر من این، اساس قضایای ماست.

شما در یک نظامی رکن اساسی واقع شدید – مجلس شورای اسلامی یک رکن اساسی است – که این نظام در وسط دنیای آشفته ی مادی سر برآورده و دارد ندای معنویت میدهد؛ مسیر حرکت دنیای مادی را تخطئه میکند. خب، طبیعی است که با دشمنیها مواجه میشود. اینکه بعضی هی اشکال میکنند – گوشه کنایه، صریح – که آقا دنیا را با خودتان مقابل نکنید، به نظر من حرفی از سرِ نیندیشیدن است. شما وقتی که داعیه ی حکومت معنوی و دینی دارید، وقتی میگوئید مردم سالاری دینی یا مردم سالاری اسلامی، این خودش اولِ دعواست. مشکل دنیا، مواجه شدن با دعوت دین است. دنیا که عرض میکنیم، مراد، همین دستگاه های اداره کننده ی دنیاست؛ اینها کسانی هستند که قوامشان، هویتشان بر اساس غارت انسانها، ضربه ی به انسانیت، ضربه ی به ارزشهای انسانی، برای تمتعات مادی است. فرعونهای تاریخ را شنیده اید، دیده اید. خب، فرعونهای تاریخ در مقابل ارزشهای انسانی قرار دارند؛ دنیا دست اینهاست. در مقابله ی با اینها، شما وقتی که یک دستگاه مدیریتی و حکومتی به وجود میآورید که داعیه ی آن عبارت است از گرایش به معنویت، دفاع از ارزشهای انسانی، دفاع از ارزشهای الهی – که روح و معنای ارزشهای انسانی هم همین است – طبیعی است که یک معارضه هائی دارد. خب، در راه این معارضه، باید به یک قدرتی متکی بود. این قدرت، قدرت سلاح مادی و بمب اتم و اینها نیست؛ این قدرت، یک قدرت معنوی است؛ اتکاء به خداست؛ این اساس قضیه است. من و شما – بنده بیشتر از شما – محتاجیم به این که نیتمان را، دلمان را، هدفمان را بیش از پیش خدائی کنیم. اگر این شد، مشکلات حل خواهد شد؛ اگر این شد، ما پیش خواهیم رفت؛ اگر این شد، دشمن از غلبه ی بر ما ناامید خواهد شد. محدودیتهای دشمن زیاد است؛ اینها بحثهای طولانیِ مفصلی دارد که جایش اینجا نیست، و شما هم بحمدالله همه از سطوح بالای فکر و اندیشه و سواد و علم برخوردارید؛ میتوانید مسائل را کاملاً بدانید و تحلیل کنید. واقع قضیه این است؛ اگر انسان در این نظام الهی توانست رابطه ی خودش با خدا را مستحکم کند، به هر نسبتی که در این راه پیش برویم، بلاشک در مقابله ی با دشمن، موفقیتهامان زیاد خواهد شد؛ موانع برداشته خواهد شد؛ این را باید در نظر گرفت. البته در هر سِمتی، در هر کاری، در هر مأموریتی، یک اقتضائاتی وجود دارد؛ مجلس هم طبعاً اقتضائاتی دارد؛ در دولت که باشید، اقتضائات دیگری دارد؛ در دستگاه های گوناگون دیگر یا در خارج از دستگاه های حاکمیتی که باشید، اقتضائات دیگری وجود دارد. هدف باید این باشد: برای خدا کار کنیم. بسیاری از اشکالاتی که امروز به ما میگیرند – که خیلیاش هم بر ما وارد است – اگر چنانچه این نیت را، این جهتگیری را درست کردیم، این اشکالات به خودیخود برطرف خواهد شد.

در خصوص مجلس شورای اسلامی آنچه که من به عنوان جمع بندی میتوانم در دو جمله عرض بکنم، این است که مجلس بایستی هم زنده باشد، هم سالم باشد؛ این دو خصوصیت در مجلس لازم است.

زنده بودن مجلس به این است که نشاط و تحرک و حَیَویت از خود نشان بدهد. مجلس اگر راکد بود، خمود بود، خروجیِ درست و مناسبی در بخشهای مختلف نداشت، ناقص است. این نشانه ی حیات و دلیل حیات عبارت است از تحرک و نشاط. چگونه میشود این نشاط و تحرک را در بیرون عینیت بخشید؟ باید وظائف را درست انجام داد؛ قانون خوب. در ذیل این کلمه ی «قانون خوب»، ده تا، پانزده تا شاخص میشود معین کرد: به روز باشد، تکراری نباشد، معارض نداشته باشد، چه، چه، چه؛ اینها میشود قانون خوب. دوم: نظارت درست. دو وظیفه ی اصلی مجلس اینهاست دیگر؛ در درجه ی اول، قانونگذاری، و بلافاصله مسئله ی نظارت درست. نظارت درست را میشود ترجمه کرد. نظارتِ درست شاخصهائی دارد؛ این شاخصها را مشخص کنید. لازم نیست من این شاخصها را بگویم؛ خود شما میدانید؛ اینها جزو معارف روشن و واضح ماست. نظارتهائی که ناشی از نیتهای نادرست باشد، نظارتِ نادرست است. نظارتهای جانبدارانه و ضد جانبدارانه، هر دو، نظارتهای نادرست است. نظارتهائی که عمق یابی نمیکند، نادرست است. نظارتِ درست شاخصهائی دارد؛ اینها را باید مشخص کنید.

حضور مفید در محیط کار؛ این جزو علامت حَیَویت است. البته اینهائی که من عرض میکنم، توقعات از مجموعه ی مجلس است؛ منتها مجموعه ی مجلس، متکی به افراد است. شخص شما اگر چنانچه در وقت کار مجلس یا در صحن علنی مجلس یا در کمیسیون حضور نداشته باشید، درست است که شما میگوئید من یک دویست و نودم هستم، اما خود این تأثیر خواهد گذاشت؛ هم به قدر وزن شخصی شما، هم به عنوان تأثیر روی دیگران. یعنی شما که حضور پیدا نکردید، حضور پیدا نکردن در مجلس به همین اندازه آسان میشود؛ دیگری هم که تا حالا مقید بود حضور پیدا کند، او هم حضور پیدا نمیکند. این از جمله ی گرفتاریهای مجلس است؛ شما سعی کنید در مجلس نهم واقعاً این گرفتاری را برطرف کنید. پس حضور مفید در محیط کار، جزو علامت حَیَویت است.

حضور سیاسی در فضای کشور و جهان. مجلس یک صفحه ی نمایانی از انقلاب و از افکار عمومی مردم و از سیاستهای کلان کشور است. قضایائی در منطقه پیش می آید، قضایائی در دنیا پیش می آید؛ مجلس باید مواضعش را روشن بیان کند. البته خوشبختانه مجالس اخیر در این زمینه فعال بودند، خوب بودند. امروز میبینید در منطقه غوغاست. آنچه که در خبرها و تظاهرات بیرونیِ خبرگزاریها به راست یا دروغ منتشر میشود، یک جزء کوچکی از آن حادثه ای است که دارد در این منطقه اتفاق میافتد. این منطقه هم جزو مناطق عادی دنیا نیست؛ این منطقه، قلب دنیاست؛ منطقه ی مهم اتصال سه قاره با هم، منطقه ی مهم نفت، منطقه ی مهم سیاست استعماری غرب با وجود حکومت صهیونیستی. اینجا منطقه ی عجیبی است. قضایای این منطقه، قضایای دنیاست. اینجور نیست که بگوئیم حالا در فلان گوشه ی دنیا چهار تا کشور مثلاً مشکلی داشته باشند، شبیه آن باشد؛ نه، اینجا قلب دنیاست. خب، در اینجا قضایائی دارد اتفاق میافتد؛ موضع ما در مورد این قضایا چیست؟ اینها مسائل مهمی است. زنده بودن مجلس این است که در این قضایا حضور داشته باشید، حرف داشته باشید. این حرف، اثرگذار است. امروز موضع شما میتواند اثرگذاری کند در تک تک این کشورهائی که الان مورد نظر منند؛ همین کشورهای منطقه. اگر ما درست فکر کنیم، درست جملات و کلمات را انتخاب کنیم و در وقت مناسب و بهنگام اینها را ادا کنیم، این اصلاً اثر میگذارد روی این حرکتهائی که امروز از دو طرف در منطقه وجود دارد؛ چه از طرف دستگاه شیطان و مهاجم غربی، چه از طرف مردم که طرف حقند. بنابراین زنده بودن، اینهاست. یک مجلس زنده مجلسی است که بوقت، بهنگام و درست قانون میگذارد؛ نظارت میکند؛ در مسائل کشور، در مسائل منطقه حضور دارند و به کار پرداخته اند.

از این کمیسیونها نباید غفلت کرد؛ این کمیسیونها مهم است؛ اینها اتاقهای فکرند برای پخته کردن مسائل در صحن مجلس؛ بعد هم تصمیم گیری در صحن مجلس، یعنی تصمیم گیری برای سرنوشت کشور، نه فقط برای چهار سال. گاهی شما یک قانونی میگذارید، این قانون بیست سال در کشور اثرگذار است؛ یک خطی را معین میکند.

در کنار زنده بودن مجلس، مسئله ی سالم بودن هم مهم است؛ باید هم زنده باشد، هم سالم. سالم بودن هم از جهات مختلف است؛ سلامت سیاسی، سلامت اخلاقی، سلامت مالی؛ اینها مسائلی است که به یک یک دوستان عزیزمان، نمایندگان محترم ارتباط پیدا میکند. اگر چنانچه در مجلس گرایشی پیدا شود – البته اینجور گرایشها قاعدتاً گرایشهای کوچک خواهد بود؛ گرایشهای عمومی و کلی نخواهد بود – که با بعضی از اصول انقلاب منافات داشته باشد، این عدم سلامت است. یا اگر چنانچه دغدغه ی وظیفه در مجلس گم شد، این عدم سلامت است. اگر چنانچه در مورد مسائل مالی بیمبالاتی حاکم شد – پول گرفتن، پول دادن، مرتبط شدن، واسطه شدن؛ از این حرفهائی که خیلی جاها هست – این عدم سلامت است؛ این چیز مهمی است. خرج تراشیهای بیخود برای مجلس، عدم سلامت است. دیروز ما با جناب آقای لاریجانی در این زمینه مفصل صحبت کردیم. واقعاً باید یکی از کارهائی که مجلس میکند، این باشد: الگو بشوید برای دستگاه های مختلف دیگر در کم کردن هزینه ها؛ هزینه های سفرهای احیاناً بیمورد، هزینه های گوناگون شخصی نمایندگان؛ که البته بخش مهمی از این کار، مربوط به هیئت رئیسه ی محترم مجلس است، که باید مراقبت کنند؛ و همچنین یکایک نمایندگان. البته من میدانم – هم اطلاع کلی دارم، هم اطلاع خاص دارم – که واقعاً در بین نمایندگان، کسانی که احتیاط میکنند و مراقبت میکنند، کم نیستند. افرادی هستند که واقعاً انسان در قلبش آنها را تحسین میکند و خوشحال میشود و خدا را شکر میکند که یک چنین افرادی در مجلس حضور دارند. بالاخره این قضیه مهم است.

من در یکی دو سال قبل از این، در همین دیدار نمایندگان محترم، راجع به خودْنظارتی مجلس مطالبی گفتم؛ که خب، قانونی هم تصویب شد. ببینید، همین آیه ای که اینجا تلاوت کردند: «و اتّقوا فتنة لا تصیبنّ الّذین ظلموا منکم خاصّة» ، (2) خیلی مهم است. ممکن است در یک ساختمان، آن کسی که بنزین میریزد و بیاحتیاطی میکند و کبریت میکشد، یک نفر باشد؛ اما کسی که میسوزد، فقط آن یک نفر نیست. ممکن است یک نفر کشتی را سوراخ کند؛ اما کسی که غرق میشود، فقط آن یک نفر نیست. قرآن میگوید از یک چنین فتنه ای پرهیز کنید؛ که وقتی آمد، فقط دامن آن کسی را که موجب فتنه است، دامن آن کسی را که ظالم است، نمیگیرد؛ دامن بیگناه ها را هم میگیرد؛ دامن کسانی را هم که در ایجاد این فتنه تأثیر نداشته اند، میگیرد. «و اتّقوا»؛ از یک چنین فتنه ای پرهیز کنید، مراقب باشید. لازمه ی این کار چیست؟ لازمه اش خودْنظارتی است؛ یعنی بر یکدیگر نظارت کنیم؛ «و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر»؛ (3) دائم تواصی کنیم. اینها نشانه های سلامت است.

یکی از چیزهائی که در مجلس واقعاً نشانه ی سلامت است، پرهیز از تعرض به آبروی این و آن است. خب، یک منبری در اختیار شماست؛ این منبر، منبر عمومی است. شما وقتی حرف میزنید، پشت یک بلندگوی ملی دارید حرف میزنید؛ به گوش همه میرسد. اگر در این فرمایشاتی که شما در مجلس میفرمائید، مطلبی باشد که تعرض به آبروی کسی باشد، متهم کردن یک کسی باشد – ولو به نظر شما گناهکار است، لیکن گناهش ثابت نشده – یا تعرض به یک امری باشد که ولو اصلاً واقع هم باشد، وظیفه ی من و شما نیست به آن بپردازیم؛ مثلاً مسائل خصوصی افراد. چرا باید در مجلس، در پشت بلندگوی مجلس، اسمی از این چیزها آورده شود؟ از اینها باید بشدت پرهیز کرد. اگر از اینها پرهیز شد، نشانه ی سلامت است.

من قبلاً به برخی از نمایندگان محترم این نکته را عرض کرده ام، حالا هم چون همه ی شما تشریف دارید، به شما هم میگویم: مجلس جای گفتگوی حکیمانه و خردمندانه است. شما یک حرفی میزنید، استدلالی دارید، استدلالتان را ذکر میکنید؛ بعد نفر بعدی می آید، میگوید به این دلیل، حرف ایشان غلط است، استدلالشان غلط است؛ بالاخره مجموعه هم یا به این رأی میدهد یا به آن رأی میدهد؛ این درست. اگر چنانچه وقتی شما دارید حرف میزنید، دیگری مثلاً شروع کند به دست زدن یا هیاهو کردن، برای اینکه صدای شما به گوش آن مستمع نرسد، این کار، کار حکیمانه است؟ کار خردمندانه است؟ این عادت باید در مجلس ریشه کن شود که وقتی یک نماینده ای دارد حرف میزند، یا یک وزیری، یک مسئول دولتی ای دارد حرف میزند، از یک گوشه ی مجلس چهار نفر شروع کنند یک صدائی در آوردن! این خیلی چیز بدی است. متأسفانه در مجلس هشتم این بود؛ من نمیدانم حالا در مجلس هفتم هم بود یا نه. من اوّلی که با این قضیه برخورد کردم، حیرت کردم: مگر چنین چیزی ممکن است؟ دیدیم بله، هم ممکن است، هم واقع است! در مجلس اتفاق افتاده. مجلس جای این حرفها نیست. بله، در اجتماعات عمومی، مردم عامی ممکن است از این کارها بکنند؛ یکی می آید حرف میزند، دیگری صدائی در میآورد. در تاریخ، همیشه هم از این کارها بوده. در قرآن هست که: «و هم ینهون عنه و ینئون عنه» ؛ (4) وقتی پیغمبر حرف میزد، یک عده ای نمیگذاشتند صدا به گوش دیگران برسد؛ هیاهو میکردند. اما این باب جمهوری اسلامی نیست؛ آن هم در مجلس شورای اسلامی. مجلس شورای اسلامی جای حرف است. طرف کاملاً حرفش را بزند، تمام کند؛ بعد اگر حرفش غلط است، غیرمنطقی است، جنابعالی وارد شوید، استدلال کنید، بگوئید نخیر، این حرف آقا هیچ منطقی ندارد، هیچ مبنائی ندارد؛ ردش کنید. این کار اشکال ندارد.

بنده به استقلال مجلس خیلی اهمیت میدهم و معتقدم واقعاً مجلسِ مستقل یکی از نعم بزرگ است. بعضی تصور میکنند، بعضی هم این را هی توی رسانه ها مطرح میکنند؛ خیال میکنند مظهر استقلال از دولت، پریدن به دولت است. اینجوری نیست. بحث این دولت و آن دولت نیست؛ در همه ی دوره ها، توی این چند سال – میدانید دولتهای مختلفی بودند – بنده همیشه همین را تذکر دادم. استقلال از دولت معنایش این نیست که آدم باید دائم با دلیل و بی دلیل، هی بپرد به دولت؛ به این کارش، به آن کارش؛ کارهائی که اصلاً لزومی ندارد انسان اعتراض کند. خب، یک قانونی بگذارید برخلاف آن جهتی که او دارد حرکت میکند. به هر حال اینها چیزهای لازمی است.

به نظر من امروز از جمله ی مسائل مهمی که ما در کشور به آن نیاز داریم، اتحاد است. اتحاد به معنای همسان بودن فکرها نیست. خب، الحمدلله شماها همه در سطوح بالای فکری و علمی هستید؛ اینها برای شما، گفتن ندارد. ما احتیاج داریم به این که به ما تذکر داده شود تا عمل کنیم؛ والّا خیلی از چیزها را میدانیم. امروز باید اتحاد وجود داشته باشد. دوئیت و اختلاف و تفرقه، مظهر ضعف و انحطاط و انهزام یک ملت است؛ باید نگذارید این اتفاق بیفتد. اختلاف نظر هم وجود دارد، ابائی هم از گفتن اختلاف نظر نیست؛ بله، ما در این قضیه با هم اختلاف نظر داریم، اما دستمان توی دست هم است. مثلاً او میگوید این کار باید بشود، من میگویم باید نشود. بالاخره یک مرجعی وجود دارد؛ یا مرجع، قانون است؛ یا مرجع، دستگاه قضائی است؛ یا مرجع، شورای نگهبان است – یا هرچه – آن مرجع هم تعیین تکلیف خواهد کرد؛ اما با هم دست به یقه نمیشویم. این اتحاد باید وجود داشته باشد. باید در جهت مصالح عالیه ی کشور، بین دستگاه ها همدلی وجود داشته باشد؛ این باید بروز کند. البته همه هم همین را میگویند. یک وقتی یک نفری با عصبانیت داشت از یک چیزی دفاع میکرد، یک نفر به او گفت آقا حالا چرا عصبانی میشوی؟ با همان عصبانیت داد کشید: من عصبانی نیستم! حالا از اطراف – از دو طرف هم نمیشود گفت – بعضی دائم دم از اتحاد هم میزنند، اما در عین حال باز نشانه ها و نمونه های تفرق گاهی دیده میشود. من خواهش میکنم به این مسئله توجه کنید؛ هم در درون مجلس بین خود دوستان که در مجلس هستید، هم در بین مجلس و قوای دیگر – قوه ی مجریه و قوه ی قضائیه – این اتحاد و اتفاق را حفظ کنید و بدانید که این ملت، این کشور، این نظام، این جهتگیری، بشارت داده ی به توفیق و پیروزی است؛ این لطف خداست، سنتهای الهی این را اقتضاء میکند.

ملت، ملت خوبیاند؛ ملت مؤمنی اند؛ جوانهای ما جوانهای خوبی اند. ملت ما خوشبختانه همچنان یک ملت جوانی است؛ تفکر دینی و جهتگیری دینی و اسلامی هم بحمدالله محور اصلی حرکت کشور است. خب، نمایندگان مجلس، مسئولین کشور، دولتیها، قضائیها، از انسانهای معتقد به مبانی اسلام و انقلابند؛ این خیلی چیز مهمی است. مردم، معتقد؛ مسئولین، معتقد؛ ان شاءالله توفیق الهی شامل حال است و ما داریم پیش میرویم. در این دهه هم که دهه ی پیشرفت و عدالت است، به توفیق الهی، ان شاءالله، باذن الله، هم به پیشرفت محسوسی خواهیم رسید، هم در پایان این مدت ان شاءالله به یک رقم برجسته ی چشمگیری از عدالت دست خواهیم یافت.